خلاصه یک سوی بحث این است که زغالسنگ هنوز هم توانمندترین سوخت و منبع جهان است برای تولید برق؛ خلاصه سوی دیگر هم این است که زغالسنگ آلایندهترین سوخت فسیلی جهان است. جمعبندی این دو مسئله هم این است که علیرغم تمام نشستهای زیستمحیطی، زغالسنگ فعلا کارش با ما تمام نشده، تازه شاید بیشتر هم بشود.
زغالسنگ در هند سفر عجیبی را طی میکند. یک جوان را میبینیم که بدون اجازه یک گاری کوچک را پر از زغالسنگ کرده و در نهایت بار را سوار دوچرخهاش میکند و میبرد به مصرفکنندگان خُرد میفروشد. این یک نمونه دزد خردهپا است و امثال او هم کم نیستند. گروه دیگر باندهای دزدی بزرگیاند که با تجهیزات عظیم اقدام به این کار میکنند و عمده دستاوردشان را به لوکوموتیوها یا نیروگاهها میفروشند.
بحث اینجا خیلی بر سر بازار سیاه یا سرقت زغالسنگ نیست. بحث بر سر پرمصرفبودن آن در هند است. البته عمده آسیا هم به همین صورت است و از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶، مصرف زغالسنگ در این منطقه به طور متوسط سالی ۳،۱درصد افزایش یافته و ۷۵درصد از تقاضای زغالسنگ، آلایندهترین سوخت فسیلی، از همین منطقه ایجاد میشود.
سال گذشته که بسیاری از بانکهای غربی و آژانسهای بینالمللی مصرف زغالسنگ را به دلیل آلایندگی آن طرد کردند، هند که پس از چین، بزرگترین مصرفکننده زغالسنگ در جهان است، ۲۷میلیون تن زغال بیشتر مصرف کرد که حکایت از رشدی ۴،۸درصدی داشت. این موضوع باعث شد که پس از چهار سال مصرف جهانی زغالسنگ افزایش پیدا کند. چین هم اندکی مصرفش را بالاتر برد و در پیاش بنگلادش و پاکستان و کره جنوبی. این تقاضای زیاد باعث شد که قیمت زغالسنگ حرارتی، یعنی همان نوعی که برای تولید برق استفاده میشود، به بالاترین میزانش از سال ۲۰۱۲ برسد و طی دو سال اخیر بیش از دوبرابر شود.
۹ میلیون نفر در سال ۲۰۱۵ به دلیل مشکلات زیستمحیطی و آلودگیها جان خود را در سرتاسر جهان از دست دادند و از این میان سهم آسیا بیش از ۵۰درصد این افراد است و هند با ۲،۵میلیون مرگ رکورددار. کمپانی نفتی بریتیش پترولیوم اعلام کرده است که زغالسنگ با داشتن سهمی معادل ۳۸درصد از تولید برق جهان، با اختلاف منبع شماره یک تولید برق است، و این سهم طی ۲۰سال اخیر کاهش نیافته، در حالیکه منابعی جدید مانند گاز و انرژیهای تجدیدپذیر بیشتر شدهاند (نمودار را ببینید).
از آنجایی که پیشبینی میشود تقاضای انرژی بین سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۳۰ بیش از سهبرابر شود و زغالسنگ کماکان به عنوان یک منبع توانا در این زمینه عمل کند، پیشبینی میشود که مصرف زغالسنگ کشورهایی مانند هند، کماکان روبهافزایش هم باشد.
چه خواهد شد؟
البته تمام اینها را که گفتیم در پس ذهن خود نگه دارید و این را هم به آن اضافه کنید که کشور هند، حتی پیش از توافق پاریس، به دنبال منابع و روشهای دیگری برای تولید برق بوده و گزینههای بسیاری نظیر انرژیهای تجدیدپذیر را هم امتحان کرده و حجم سرمایهگذاریاش بر روی زغالسنگ را کاهش داده و بیشتر بر دیگر زمینهها تمرکز کرده است. با اینحال هنوز زغالسنگ از انواع و اقسام مزیتها برای این کار برخوردار است.
در میان این مزیتها میتوان به کمهزینه بودن تولید برق به این روش اشاره کرد و توان تولیدی بالا، که البته مورد اول را نمیتوان ابدی دانست. مهمترین حامی زغالسنگ اما اقتصاد است. اینجا منظور ما از اقتصاد دیگر «به صرفه بودن» نیست، بلکه عظمت و حجم گردش مالی شرکتهایی است که در این صنعت فعالیت میکنند.
زمانی بانکداران و مدیران عامل بانکهای امریکایی میگفتند که ما «گُندهتر از آن هستیم که شکست بخوریم» و این دقیقا چیزی است که امروز برای صنایع زغالسنگی هند و بسیاری از نقاط جهان صادق شده. طی دهه اخیر بخش خصوصی هند نیروگاههای زغالی در هند به راه انداختند که ظرفیت تولیدی بیش از یکسوم برق این کشور را دارد و تمام امیدشان به افزایش تقاضا برای برق بود. این حجم از سرمایهگذاری و تمرکز بخش خصوصی چیزی نیست که اگر به سادگی نادیده گرفته شود، اقتصاد یک کشور را دچار بحران و آشوبی بزرگ نکند.
با این تفاصیل، در بلندمدت راهکار این خواهد بود که نیروگاههای زغالسنگی کشورهایی با مصرف بالا، مانند هند، را نزدیک به معادن و منابع زغالسنگ احداث کنند و از شهرهای بزرگ دورش کنند. در صورت انجام این کار هم باز مردم بومی ناراضی خواهند بود و جدا از آلودگیهای مختلف ممکن است کار به درگیریهایی بر سر زمین هم بینجامد. بومیها میگویند پولی که در پشت زغالسنگ قرار دارد، بیانتهاست اما هیچچیز آن به خود مردم بومی نمیرسد و همهچیز به سیاست ربط پیدا میکند. تا حدی هم حق دارند و این مسائل به سیاست ربط پیدا میکنند. مشکلات سیاسی هم به این زودیها حل نخواهند شد.






















